أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
64
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
فصل بست و دوم در تشريح عضلات حركات بطن بدانكه عضلات محركه بطن هشت عضله بود كه جمله با يكديگر شريكاند در منافع و از جملهء منافع اين عضلات يكى حصر نفس بود دوم حبس آنچه در احشا بود سوم عصر آنچه در احشا بود از براز و بول و اجنه كه در ارحام بود و از جمله منافع يكى آن بود كه نگهبانى مىكند حجاب را و اعانت مىكند او را نزد نفخه يعنى اخراج نفس در وقت انقباض و بعضى فوائد ازين عضلات فعل او و اثر آن در تسخين بود معده را و روده را بسبب آنكه مىپوشند احشا را و احداث حرارت مىكنند پس از جمله عضلات ثمانيه زوجى باشد كه مستقيم بود و فرود مىآيد باستقامت با فردى ديگر از جانب غضروف حنجرى و ممتد مىشود ليف آنها و آنچه طولانى بود بجانب عانه و آنجا منبسط مىگردد طرف آن عضله در پهلوى عانه و جوهر اين زوج از عضله از اول تا به آخر لحمانى باشد و دو عضله ديگر باشند قاطع اين دو عضله و در موضع ايشان بعرض واقع شده كه آن موضع بالاى غشاى ممتد بود بر پوست شكم بتمامه و در تحت دو عضله طولانى بود و منشاى اين عضله از استخوان خاصرتين بود و تقاطع اين دو عضله با آن دو عضله كه از پيش مذكور شد در پيش شكم بر تقاطع بر زواياى قائمه بوريب با آنكه هركدام از ان بعد از وراب مستقيم مىباشند اما دو زوج ديگر قائم مىباشند بوراب با آنكه هركدام از آنها در جانبى باشند يكى از آنها از جانب راست دوم از جانب چپ و هر زوجى از ان از دو عضله مقاطع ديگر باشند بتقاطع صلبى از جانب سرشيون مائل بعانه و از جانب خاصره بعظم حنجرى پس ملاقات مىكند دو طرف دو فرد كه مىآيند از جانب يمين و از جانب يسار بنزديك عانه و باز ملاقات مىكند طرف دو وتر ديگر نزد عظم حنجرى كه آن غضروف مشهور بفم معده و اين دو عضله موضوعاند در هر طرف يكى بر ديگرى باجزاى لحميه از ان دو عضله عريضتين و اين دو زوج هميشه لحمى مىباشند تا آنجا كه عضله مستقيم باشد پس متصل شود باوتار عراض چنان كه گويا باغشيه متصل شده است و اين دو زوج از عضله موضوعاند بر بالاى عضلتين طولانيتين كه موضوعاند بر بالاى دو عضله عريضين - فصل بيست و سوم در تشريح عضله انثيين يعنى عضله چند كه حركت خصيه به آن بود اما اين عضله در مردان آنچه در خصيه بود از براى حفظ آن و اشاله آن تا مسترخى نشوند و از براى هر خصيه زوجى لازم بود و اما از براى زنان زوجى كافى بود از براى هر خصيه فردى از جهت آنكه خصيه ايشان آونگان نيست و يا درهم نيست همچنانكه خصيهء مردان - فصل بيست و چهارم در تشريح عضله مثانه بدانكه در فم مثانه عضله باشد كه احاطه بمثانه كرده است باستعراض ليفى كه دارد و آن عضله از براى حبس بول در وقت اراقت كه چون وقت اراقت شود و ارادهء آن كند آن عضله مسترخى شود از تقبض و نيز منفسغط گردد از عضله كه در بطن مثانه بود و بول منزرق شود باعانت قوت دافعه فصل بيست و پنجم در تشريح عضله قضيب بدانكه محركه قضيب را دو زوج باشد زوجى از آنها ممتد مىشود آن دو عضله از دو جانب ذكر و چون اين عضله ممتد مىشود مجراى قضيب فراخ شود و دراز شود و راست بايستد و منفذ مستقيم گردد و منى در وى روان گردد به آسانى و زوجى ديگر كه منبت شده است از استخوان عانه و متصل مىشود باصل قضيب بوراب پس هرگاه كه تمدد او باعتدال بود آن آلت منصب مىشود و چون تمدد زياده شود قضيب ميل بجانب خلف كند و اگر او را عارض شود امتداد از هر جانب ميل كند قضيب به آن فصل بيست و ششم در تشريح عضله مقعده بدانكه عضله مقعده چهار باشد بعضى از آنها لازم فم معده باشد و مخالط بلحم مقعده مخالطه شديدى شبيه مخالطت عضله لب يا لحم لب و اين عضله قبض مىكند حلقه دبر را كه آن را شرح گويند و آن را سخت مىكند تا قبض يا تفض شود از ان بواسطه عصر بقاياى براز كه در ان بود و عضله ديگر كه موضوع بود ادخل از ان عضله و بر فوق آن بود بقياس بر سر آدمى و چون نظر كنند گويا آن عضله دو طرف دارد و متصل بود دو طرف آن باصل قضيب فى الحقيقت و زوجى مورب بود كه بر بالاى جميع عضلات بود و منبت آن استخوان عانه باشد و منفعت آن آن بود كه اشاله مقعده كند بجانب فوق و خروج مقعده كه عارض مىشود بسبب استرخاى اين عضله بود - فصل بيست و هفتم در تشريح عضله حركت ران بدانكه اعظم عضله فخذ عضله باشد كه باسطه ران بود بعد از ان عضله قابضه ران از